محمد مهدى ملايرى
67
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نام اردوانيين ، كه در جائى در همين منطقه نزديكيهاى ابلّه و حاشيه صحرا مىزيستهاند ، خبر داده ( 1 / 747 ) در همهجا اين سرزمين را به نام سواد العراق خوانده . در تاريخ يعقوبى هم در ذكر فتوحات اردشير آمده : « . . . پس به سواد عراق رفت و آنجا را مطيع ساخت و آنگاه به خراسان رفت و ولاياتى از آنجا را گشود ( تاريخ يعقوبى ج 1 / ص 159 ) و در الآثار الباقية بيرونى هم در جائى كه از ماههاى مسيحيان شام و عراق و خراسان سخن رفته در عبارتى كه پيش از اين هم از آن مطلبى نقل شد آمده : « سريانىها همان نبطىها ساكنان سرزمين سواد هستند و سواد عراق را سورستان مىخوانند . . . » ( الآثار الباقية ، ص 59 ) السواد ولى اين نام بدينصورت دوامى نيافت و به نام كوتاهتر و آسانتر السواد تغيير يافت و در قرنهاى نخستين اسلامى نام رسمى و ديوانى اين سرزمين گرديد و در همهجا در كتابها و اسناد ديوانى عربى اسلامى آن محدوده جغرافيائى كه پيش از اين سورستان خوانده مىشد به سواد تغيير نام داد . و در هرجا هم كه مراد ذكر مطلبى مربوط به اين محدوده جغرافيائى بوده در قرنهاى نخستين اسلامى جز نام سواد براى آن ذكر نشده . چنانكه ديديم در كتاب المسالك و الممالك ابن خردادبه كه قديمىترين كتاب جغرافيائى عربى است و بخش مهمّى از آنهم دربارهء همين سرزمين است ، همهجا اين سرزمين به نام السواد ذكر شده چه در شرح تقسيمات كشورى آن و چه در شرح خراج هريك از مناطق آن « 1 » و چه در بيان مبلغ كل عايدات آنجا از دوران قباد پادشاه ساسانى تا زمان عمر بن عبد العزيز « 2 » و چه در بيان مظاهر طبيعى آنجا . و در كتاب الخراج قدامه هم نام سواد همچنان نام شاخص اين منطقه است هم در شرح تقسيمات كشورى و خراج و هم در شرح ماندابهاى آن و هم در ذكر ديگر امور مربوط به آنجا « 3 » .
--> ( 1 ) . ص 5 ، « ثم ابتدائ بذكر السواد » و ص 8 ، زير عنوان « تقدير السواد » ( 2 ) . ص 14 ، زير عنوان « مبلغ جباية السواد » ( 3 ) . كتاب الخراج ، المسالك ، ص 236 و 239 و 240 .